مگر قرار است مردم همه معصوم باشند و هیچ خطائی نکنند تا بتوانند به سعادت آخرت برس


پاسخ:
اراده تشریعی خداوند بر این است که همه به سعادت و تکامل برسند. «جن و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند.»[1]
و همچنین اراده خداوند بر این است که همه به حقائق قرآن (در حدّ توان خود) آگاه شوند چرا که خداوند قرآن را راهنما، نشانه و مشعل هدایت و جدا کننده حق از باطل دانسته است.[2]
همچنین می فرماید: «قرآن را بر تو نازل نمودیم تا آن را برای (همه) مردم بیان کنی»[3]
دسترسی پیدا کردن به تمام حقایق قرآن ربطی به نزول آن توسط پیامبر ـ صلی الله علیه وآله ـ ندارد.
در نتیجه می توان گفت که لازم است همه به سعادت برسند، و اراده تشریعی خداوند بر این تعلق گرفته که همه مردم به حقائق قرآن پی ببرند، و همه، مؤمن و مطیع باشند. و انبیاء و ائمه ـ علیهم السلام ـ هم در راستای تحقق هدف خلقت و رساندن انسانها به سعادت و کمال آمده اند. چنانکه امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: «خداوند پیامبر را مبعوث نمود تا مردم را از بندگی غیر خدا خارج نموده به بندگی خداوند برساند.»[4]
البته مردم در انتخاب راه هدایت آزادند، «ما راه را به انسان نشان دادیم خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس»[5] وقتی که پای اختیار و آزادی در میان آمد، ممکن است عدّه ای گمراه شوند و این گمراهی و انحراف اختیاری، ضرورت وجود معصوم را نفی نمی کند، چون در هر زمان باید هدایتگری معصوم در بین بشر و مرتبط با مردم باشد تا قانون هدایت را بر بشر عرضه و تبیین کند.
از طرفی ادله دیگری داریم برای ضرورت وجود معصوم در جامعه، که بر دو مبنای جداگانه بیان می شود. الف: بر مبنای مکتب تشیع؛ ب: بر مبنای مذهب اهل سنّت (و عامّه).
بر مبنای تشیّع:
از دیدگاه تشیّع پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله ـ دارای شئونی است که بعد از رحلتش به ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ انتقال یافته است که در ذیل بیان می شود، مقتضای تک تک این شؤون لزوم وجود معصوم در میان مردم است.
1ـ امامت به معنای رهبری اجتماع. همه انسانها و عقلا اتفاق نظر دارند که جامعه نیازمند رهبر و امام است، شیعه می گوید باید پیغمبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله ـ رهبر بعد از خود را با وحی الهی تعیین نماید، اگر مسلمین از روز اوّل آن رهبری را که پیامبر ـ صلی الله علیه وآله ـ انتخاب نمود، می پذیرفتند، امروزه دچار این همه اختلافات و بدبختی ها نبودند، جالب این است که در قرن بیستم بعضی از دانشمندان پذیرفته اند که جامعه بشری، نیازمند رهبرانی برتر از افراد معمولی موجود می باشد.
جورج جرداق مسیحی در این باره می گوید: «چه می شد ای روزگار، قدرتها و نیروهای خود را بسیج می کردی و در هر دوره ای انسانی مانند علی (معصوم) از نظر عقل و خرد روح و روان سخن و بیان قدرت و شجاعت به جامعه بشری تحویل می دادی؟»[6] می بینید این شخص با اینکه مسیحی است چگونه درک کرده است که بشر در هر زمان به شخصی مانند علی ـ علیه السلام ـ نیاز دارد. عظمت و جامعیّت علی از آن جهت است که امام معصوم، و برگزیده خداست، و در روایات شیعه بارها تذکر داده شده که زمان، خالی از معصوم و حجّت نیست، بد نیست به نمونه هایی اشاره کنیم:
1ـ حضرت علی ـ علیه السلام ـ فرموده اند: «زمین ازبرپا دارنده حجّت تهی نیست یا آشکار است و ظاهر، و یا پنهان و مخفی.»[7]
3ـ امام هشتم ـ علیه السلام ـ فرموده: «حقیقت این است که زمین از وجود امامی از ما (ائمه ـ علیهم السلام ـ) خالی نخواهد ماند.»[8]
2ـ دوّمین وظیفه و نقش امام مرجعیّت دینی است. آنچه قرآن بیان کرده و پیامبر ـ صلی الله علیه وآله ـ فرموده تمام دستورات اسلام نیست بلکه زمان بیش از آن اجازه نمی داد، لذا نیاز است بعد از پیامبر ـ صلی الله علیه وآله ـ شخصی شبیه او که در گفته اش خطا و اشتباه نمی کند جای او قرار بگیرد. در اینجا نقش امامت نوعی کارشناسی از جانب خداوند است. حتی اگر یک نفر در زمین باشد باید خدا توسط امام، دست او را بگیرد. چه زیبا فرموده امام صادق ـ علیه السلام ـ : «اگر در زمین نباشد مگر دو تن، یکی از آن دو حجّت است و چنانکه یکی بمیرد حجّت باقی بماند.»[9] پس اگر فقط به همین یک نقش قائل باشیم ضرورت ایجاب می کند که در هر زمان معصومی باشد. حتّی عمر هم که خود را رهبر جامعه می داند، ولی توان مرجعیّت دینی (و پاسخ گویی به سؤالات دینی) را ندارد، هفتاد مرتبه گفت: اگر علی نبود (که اشتباهم را تصحیح کند) من هلاک شده بودم.[10] این یعنی ضرورت حضور معصوم در عرصه مسائل دینی.
یک شاعر سنی مصری ضرورت وجود معصوم را اینگونه به تصویر می کشد:
لئن قبل اسلام و ما قبل حیدر
فذلک قلب لیس بنبضه دمٌ
«اگر اسلام را قبول کنیم ولی در کنار آن وجود (معصومی چون) علی و حیدر را نپذیریم این اسلام مانند قلبی است که خون در آن جریان ندارد.»[11]
3ـ سوّمین و مهمترین نقش امام نقش ولایت است. مسأله ولایت در شیعه به صورت جدی مطرح است و این که زمان نمی تواند بدون وجود امام و خالی از حجّت معصوم باشد.
برای روشن شدن این معنا به چند روایت اشاره می کنیم:
1ـ علی ـ علیه السلام ـ فرموده: «زمین هرگز خالی از حجت نیست، یا حجت ظاهر در میان مردم و یا حجّت پنهان و مکثوم.. به وسیله همان حجتهاست که خداوند دلائل خود را حفظ می کند... اینها کسانی هستنذ که بصیرت را به معنای حقیقی دارند، بدنهای آنها با مردم است و روحشان به محل اعلی پیوستگی دارد.»[12]
2ـ علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: «ما به وسیله خدا تربیت شده ایم و مردم باید به همان صورت توسط ما تربیت شوند.»[13]
ابن ابی الحدید که از علماء اهل سنّت است در ذیل این حدیث می گوید: «این مقام بسیار بزرگی است، ظاهرش را خود ملاحظه می کنی، ولی باطنش این است که آنان بندگان خدا بوده، و تمام مردم دیگر بندگان ائمه ـ علیهم السلام ـ هستند.»[14]
بر مبنای اهل سنّت:
اولا از دیدگاه عامّه در ضرورت وجود انبیاء جای هیچ شبهه ای نیست و انبیاء از دیدگاه آنها از گناهان کبیره در حال عمد، و از کذب معصومند.[15] و انبیاء هم جانشینانی دارند به نام صاحبان امر (اولوالامر) که وجود آنها در جامعه ضروری است.
و ثانیاً طبق تصریح فخر رازی از آیه (اطیعوا اللّه و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم)[16] که خداوند به صورت جزمی امر نموده به اطاعت از صاحبان امر (اولی الامر) استفاده می شود که اولی الامر باید معصوم باشند.[17] آنگاه باید مشخّص شود که مصداق معصومین چه کسانی هستند. به دو دلیل می گوئیم مراد ائمه ـ علیهم السلام ـ هستند:
1ـ آیات قرآن؛ 2ـ روایات.
آیات قرآن:
1ـ آیه ای که می فرماید: «فقط ولی شما خدا و رسول و کسانی است که ایمان به خدا دارند، و نماز را به پا می دارند و در حال رکوع صدقه و زکوة می دهند.»[18] طبق روایات شیعه و سنی[19] آیه مربوط به امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ می باشد و با تعیین حضرت امیر ـ علیه السلام ـ اولی الامرِ بعد از او مشخص می شود و همین طور یکی بعد از دیگری... و با توجه به عصمت استفاده شده از آیه سوره نساء، تعیین حضرت، افراد بعد از خود راخدشه ناپذیر است.
که این تعیین از جانب رسول خدا و از جانب خداوند بوده است.
2ـ آیه تطهیر: آیه تطهیر معصومین را معرفی می کند. «خداوند فقط می خواهد پلیدی و گناه را از شما اهلبیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد».[20] پس معصومین اهلبیت می باشند. امّا اهلبیت چه کسانی می باشند، در روایات شیعه و سنّی این مسأله بیان شده، و ابن ابی سلمة می گوید این آیه در خانه ام سلمه نازل شد. پیامبر فاطمه ـ علیها السلام ـ حسن و حسین ـ علیهما السلام ـ و علی ـ علیه السلام ـ را با کساء پوشاند و سپس فرمود اینان اهل بیت من هستند.[21]
روایات:
اما روایات،
1ـ روایاتی که علی ـ علیه السلام ـ را خلیفه رسول خدا معرّفی نموده، از جمله روایتی که بسیاری از علمای عامّه مانند احمد حنبل، ثعلبی، طبری، ابن ابی الحدید و... نقل کرده اند، که در روز انذار عشیرة، پیامبر ـ صلی الله علیه وآله ـ فرمود: «این علی برادر و وصی و جانشین من است در بین شما»[22] وقتی که علی ـ علیه السلام ـ مصداق اولی الامر واقع شد، خلیفه و امام بعد از خودش را تعیین می کند.
2ـ پیامبر فرمود: «... اگر به قرآن و اهلبیت تمسک کنید هرگز گمراه نشوید و آن دو از هم جدا نمی شوند تا کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.»[23] از این حدیث استفاده می شود که ائمه ـ علیهم السلام ـ همیشه در کنار قرآن می باشند، چنانکه قرآن حضور دائمی و ابدی در بین بشریت دارد، معصومین هم لازم است در کنار قرآن به عنوان مبیّن قرآن در جامعه حضور داشته باشند. و همچنین آیات[24] و روایات[25] دیگری داریم که دلالت بر لزوم مستمر امام و خلیفه در هر زمان دارد.
در پایان یک دلیل عقلی بر لزوم وجود امام معصوم در هر زمان از زبان شهید مطهری نقل و جواب را تمام می کنیم: «همه قبول داریم که دین اسلام دین خاتم است[26] و بناست که بعد از آن دیگر شریعتی نیاید.... و این را هم هر دو اعتراف داریم که پیغمبر اکرم در آن بیست و سه سال نتوانست تمام احکام اسلام را ولو به صورت کلّی برای مردم بیان کند. شما می گوئید رسول اکرم ـ صلی الله علیه وآله ـ همین طور رها کرد و رفت، ما می گوئیم اینطور نبوده بلکه به همان دلیل که پیغمبر ـ صلی الله علیه وآله ـ مبعوث شد، از جانب پیغمبر افرادی معین شدند که جنبه قدسی داشتند و پیغمبر اکرم تمام حقایق اسلام را برای اولین آنها یعنی علی ـ علیه السلام ـ بیان کرد و آنان (همیشه) آماده بودند که به تمام سؤالات جواب بدهند. علی ـ علیه السلام ـ همیشه می گفت هر چه از اسلام می خواهید بپرسید تا من به شما بگویم.[27] چنانکه قبلا نقل شد خود عمر هفتاد مرتبه گفت اگر علی نبود هلاک می شدم، و شبیه این جملات از خلفای دیگر هم نقل شده.[28] پس عقل انسان هم با توجه به خاتم بودن دین پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه وآله ـ حکم می کند که امام و رهبری لازم است برای پاسخگویی به سؤالات و شبهات مردم.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1ـ تجلّیات ولایت، ج 1 و 2، علی اکبر بابا زاده.
2ـ امامت و رهبری، استاد مطهری.
3ـ نشان از بی نشانها، مرحوم نخودگی اصفهانی.
4ـ فضیلت های فراموش شده.
5ـ کیمیایی محبّت، زندگانی رجبعلی خیاط، مؤلف: ری شهری.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. ذاریات/ 56.
[2]. بقره/ 185.
[3]. نحل/ 44.
[4]. هاشمی نژاد، اصول پنجگانه اعتقادی.
[5]. انسان/ 3.
[6]. سبحانی، جعفر، زندگی علی(علیه السلام)، ص 8.
[7]. کمال الدّین، ج 1، ص 291 به نقل از: تمدنی، علی اکبر، فضائل مهدی، ص 23.
[8]. همان، ص 229. و همان، ص 23 و 24.
[9]. همان، ص 233.
[10]. مطهری، مرتضی، امامت و رهبری، ص 53.
[11]. حکیمی، حماسه غدیر، ص 42.
[12]. نهج البلاغه فیض، حکمت 139.
[13]. فیض، نهج البلاغه، نامه 28.
[14]. ح 15، ص 194.
[15]. ربانی گلپایگانی، علی، الالهیّات، من شرح المواقف، ص 144 و 145.
[16]. نساء/ 59.
[17]. عبارت فخر رازی «و مِن اَمْرِ اللّه بِطاعَتِهِ علی سبیل الجزم و القطع لابد و ان یکون معصوماً عَنِ الخطاء» تفسیر کبیر، ج 5، جزء 10، ص 144 به نقل از: جزوه امامت استاد کاردان، ص 3.
[18]. مائده/ 55.
[19]. تاریخ نیشابور، ص 109 به نقل از جزوه امامت استاد کاردان، ص 14.
[20]. احزاب/ 33.
[21]. ابن اثیر، اسد الغابة، ج 2، ص 12.
[22]. «اِن هذا اخی و وصی و خلیفتی فیکم» مسند احمد حنبل، ج 1، ص 111 و ص 159 و ص 333، و تفسیر طبری، ج 19، ص 68.
[23]. صحیح مسلم، فضائل علی بن ابیطالب، دار احیاء التراث العربی، ج 4، ح 2408، ص 1873.
[24]. مانند آیه: «الیوم اکملت»، آیه: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل...».
[25]. مانند حدیث غدیر، حدیث تسلموا علی علی بامرة المؤمنین، حدیث منزلت.
[26]. مائده/ 3، احزاب/ 40.
[27]. مطهری، مرتضی، امامت و رهبری، ص 93 و 94 با تلخیص.
[28]. مثل اینکه ابوبکر گفت اقیلونی، اقیلونی...

/ 0 نظر / 7 بازدید