چی فکر می کردیم چی شد

اخبار ویژه کیهان
چی فکر می کردیم چی شد

خبرگزاری فارس: وقتی «حسین علایی» با اعتراض مردم متدین و همسایگان خود مواجه شد، دست به قلم برده و برپایبندی خود به نظام تأکید کرد، مانند آب سردی بودکه بر سر تمام رسانه های ضدانقلاب ریختند.

خبرگزاری فارس: چی فکر می کردیم چی شد

به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس،‌ روزنامه کیهان در ستون اخبار ویژه امروز دوشنبه خود نوشت:

تنفس مصنوعی وزارت خارجه آمریکا به مدعیان اصلاحات

عدم مشروعیت انتخابات مجلس مسجل شد! سخنگوی وزارت خارجه آمریکا به تازگی حکم داده که انتخابات در ایران مشروعیت ندارد و آزاد نیست.
آلن ایر به یکی از سایت های نیمه تعطیل ضد انقلاب گفته است: انتخابات آزاد و منصفانه در ایران دیگر مفهوم ندارد. به جای آن با پدیده تک حزبی مواجه هستیم که اکثر نامزدها با ابزار «نظارت استصوابی» و «التزام عملی به نظام» حذف می شوند.
وی می افزاید: به اولین مجلس بعد از انقلاب نگاه کنیم. چه طیف الوسیعی ]!؟[ از افراد و عقاید مختلف. واقعا حیف است اگر انتخابات مجلس ایران مانند بعضی انتخابات مجلس دوران شاه، فرمایشی باشد.
البته مایه خوشحالی است که این سخنگوی کم حافظه و شیرین عقل وزارت خارجه آمریکا هم اقرار دارد در زمان پهلوی، در ایران انتخاباتی وجود نداشت و فرمایشی بود اما سوالی که وی بی جواب می گذارد این است که رژیم پهلوی مطابق کدام کودتا و با هدایت کدام قدرت بیگانه، حاکمیت ملی و انتخابات را تعطیل کرد؟
اظهارات آلن ایر در حالی است که هم اکنون جلادان آل سعود و آل خلیفه با چراغ سبز آمریکا و مشورت های پنتاگون در حال کشتار مردم بحرین هستند؛ مردمی که از جمله مطالباتشان، برگزاری انتخابات است اما چون به قول آقای اوباما «ارزش ها» و «منافع» آمریکا در برخی کشورها با هم منطبق نیست، آمریکا یا دخالت نمی کند یا دخالت های آن درست برای تثبیت پایه های لرزان دیکتاتورها (نظیر عربستان و بحرین و یمن و اردن و قطر...) است.
یادآور می شود آمریکایی ها 33 سال است که انتخابات انجام شده در ایران را مشروع نمی دانند حال آن که رژیم کودتایی و خودکامه پهلوی را جزیره ثبات و الگوی منطقه معرفی می کردند. دولت آمریکا تنها مجلس ششم را که لانه جاسوسان شده بود، قبول داشت و برخی دولتمردان مدعی اصلاح طلبی که عاشق ایفای نقش در پروژه های سیاسی غرب به ویژه آمریکا- نظیر پروژه کودتای مخملین- بودند، درباره مجلس اول هم باید گفت برخی از اعضای همان مجلس بعدها خیانت شان محرز شد و از کشور گریختند و در صف اپوزیسیون خارج نشین درآمدند.
از این جهت نیز باید به آقای آلن ایر توجه داد که در آمریکا اشخاصی که کمترین زاویه با نظام سیاسی این کشور داشته باشند اجازه پیدا نمی کنند در کنگره یا دولت حضور داشته باشند؛ از این بدتر نامزدهای انتخاباتی در آن کشور باید قبل از هر چیز سرسپردگی خود را به لابی صهیونیستی و رژیم اسرائیل به نمایش بگذارند!
سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در مصاحبه اخیر خود، این را هم گفته است که ما می دانیم تحریم اقتصادی به مردم لطمه می زند اما نمی توانیم نسبت به پیشرفت فعالیت های هسته ای ایران بی تفاوت بمانیم.

چی فکر می کردیم چی شد؟!

عقب نشینی یک عنصر فریب خورده از نوشته انحرافی خود، محافل ضد انقلاب را حسابی کنف کرد.
به دنبال انتشار مقاله ای سست و سخیف از «حسین علایی» در روزنامه اطلاعات، رسانه های ضدانقلاب به هیجان آمده و با آب و تاب فراوان به مخاطبان سر خورده خود چنین القا کردند که از بطن فتنه مرده، قهرمانی!! پیدا شده است. صدای آمریکا، ایی بی سی، رادیو فردا، دویچه وله، رادیو زمانه، گویانیوز، بالاترین، روزنت، جرس، کلمه، نوروز، رادیو اسرائیل و صدها شبکه و رسانه مشابه برای چند روز به بزرگ نمایی این نوشته دم دستی پرداخته و حتی کسانی چون «محمد-ن» را در رادیو فردا به خدمت گرفتند تا به تفسیر نوشته مبهم و نارسای او بپردازد.
اما روزگذشته وقتی «حسین علایی» با اعتراض مردم متدین و همسایگان خود مواجه شد، دست به قلم برده و برپایبندی خود به نظام تأکید کرد، مانند آب سردی بودکه بر سر تمام رسانه های ضدانقلاب ریختند به نحوی که اغلب همان رسانه ها ترجیح دادند نوشته تبیینی را یا کلاً سانسور کنند و یا در حواشی مطالب خود اجمالاً منتشر کنند. «علایی» در این توضیح می نویسد «قطعاً مقایسه نظام ستم شاهی با جمهوری اسلامی، قیاس مع الفارق است. اینجانب معتقدم ویژگی های انقلاب اسلامی، «مخالفت با استبداد، وابستگی رژیم شاه به آمریکا و فساد دستگاه سلطنت» بوده که امروز به عنوان الگویی مؤثر در بیداری اسلامی مورد استقبال مردم خاورمیانه و شمال آفریقا قرار گرفته است. نظام جمهوری اسلامی که با هدایت و رهبری های حضرت امام خمینی(قدس سره) و آرای قاطبه مردم ایران به عنوان مهمترین دستاورد انقلاب اسلامی پدید آمد همچنان با دنبال کردن این سه مؤلفه اساسی است که به راه خود ادامه می دهد. معتقدم پشتیبانی از ولایت فقیه موجب می شود تا به مملکت ما آسیبی نرسد».
به دنبال انتشار مطلب اخیر، شبکه بالاترین از کاربران آشفته حال و سردرگم خود خواست از این عقب نشینی آقای «علایی» گلایه نکنند و از او نپرسند که چرا جرأت ندارد. اما خودنویس در ادبیاتی قابل تأمل نوشت «حال با این توبه نامه ای که این آقا نوشته، تکلیف آن همه افشانویسان که در هورا کشیدن برای شجاعت و استبدادستیزی سردار از هم سبقت می گرفتند، چه می شود؟» بالاترین بلافاصله، سوژه آقای «علایی» را از «موضوعات داغ، صفحه اول خود حذف کرد و آقای «م-ن» که ننگ تفسیرگری رادیو فردا (ارگان رسمی سازمان سیا) را به جان خریده بود، سکوت اختیار کرده بی آن که درباره شاهکار بر کاهدان زدن مشترک خود و رادیو فردا توضیحی ارائه دهد.
به هیجان آمدن و آویزان شدن رسانه های دولتی بیگانه از برخی افراد عقده ای و فاقد موضوعیت در میان مردم و مسئولان صرفاً برای دادن تنفس مصنوعی به فتنه، دست بر قضا و در نقطه مقابل طراحی این طیف، نشان از دریوزگی و ورشکستگی کامل جبهه انقلاب وصف می شود.
بنابر برخی اخبار موثق «محمد-ن» که طی هفته های اخیر خود را به در و دیوار کوبیده تا رسانه هایی مانند کیهان اعتنایی به وی کرده و اعتراضی نسبت به وی نشان دهند- و همین ها برای بیگانه ها فاکتور شود- جایی گله و ابراز تعجب کرده که نمی دانم با وجود این همه ساختارشکنی ]!؟[هایی که انجام می دهم، چرا کیهان اعتنایی به من نمی کند.

اسرائیل مهره های از کارافتاده را می سوزاند

سفر پنهانی یکی از همکاران میدانی فتنه سبز به فلسطین اشغالی از سوی رادیو اسرائیل لو رفت.
در حالی که حتی اغلب فعالان گروهک های اپوزیسیون سفر به اسرائیل را مایه سقوط اعتبار سیاسی خود می دانند، رادیو اسرائیل فاش کرد مازیار بهاری همکار مجله نیوزویک و شبکه دولتی بی بی سی، اخیرا به تل آویو سفر کرده است.
بهاری از جمله افرادی است که تابعیت دوگانه دارد و دارای تابعیت کانادایی هم هست. براساس گزارش رادیو اسرائیل، «مازیار بهاری که در ماه های اخیر برای تهیه فیلمی مستند درباره ایران و اسرائیل فعالیت می کند، در سفر به اسرائیل، در یک مرکز بازرگانی و حقوقی سخنرانی کرد. این برنامه در روزهای گذشته در شهر «رمت گن» در تل آویو برگزار شد.»
خاطرنشان می شود مازیار بهاری در بحبوحه فتنه 88 بازداشت شد. وی در حاشیه جلسه محاکمه خود در گفت وگو با خبرنگاران که به همراه کیان تاج بخش انجام گرفت گفته بود: وقایع بعد از انتخابات دقیقا مشخصات انقلاب رنگی را داشتند. هدف از راه اندازی ماهواره های فارسی زبان و گسیل 700 خبرنگار خارجی به ایران دقیقا برای انجام همین مطلب بود. در حقیقت رسانه ها نقش اصلی را در ایجاد اغتشاشات پس از انتخابات بر عهده داشتند. برگزاری تجمعات آرام یا به آتش کشاندن وسایل نقلیه و حمله به پایگاه های بسیج و تخریب اموال عمومی از جمله اقدامات تبلیغی رسانه ها بود. هرگونه واقعه ای که در تهران به وقوع می پیوست، پس از 5 دقیقه از شبکه های ماهواره ای به ویژه بی بی سی قابل مشاهده بود.
خاطرنشان می شود شبکه بهائیت یکی از حلقه های اتصال تلویزیون بی بی سی با برخی محافل رسانه ای - اطلاعاتی در اسرائیل است.
نکته جالب در ماجرای مازیار بهاری، تعمد رادیو اسرائیل برای لو دادن سفر نامبرده به تل آویو است در حالی که اغلب این رفت و آمدها اگر مربوط به مهره های دم دستی نباشد، پنهان می ماند.

اپوزیسیون در سال 88 حماقت سازمان منافقین را دوباره مرتکب شد

عباس عبدی اپوزیسیون جمهوری اسلامی را نقدناپذیر، فاقد بیلان کار روشن و خیال پرداز معرفی کرد.
این عضو حزب منحله مشارکت در روز آنلاین نوشت: اپوزیسیون خود را متخصص نقد حکومت می داند (که در این هم باید شک کرد) ولی به گونه ای رفتار می کند که در کوچکترین نقد از خود عاجز است. آیا تاکنون دیده اید که یک ارزیابی از عملکرد ده ساله خود ارایه دهند که در این ده سال چه گفتند و چه کردند، و کدام یک از گفته ها و کرده ها درست یا غلط بود؟ نمی توان به گونه ای رفتار کرد که همیشه و در هر حالتی چهار دست و پا پایین آمد.
وی می افزاید: یکی از مهمترین مشکلات منتقدین، عدم تفکیک میان نقش سیاستمدار و نقش تحلیلگر است. اگر به این تفکیک توجه نشود، مصداق لطیفه ملانصرالدین می شود که وقتی به صف نانوایی رفت و دید که شلوغ است و نان به او نمی رسد، گفت که کوچه بالایی آش نذری می دهند، مردم هم به هوای آش نذری صف نان را رها کردند و ملا تنها ماند. اندکی تامل کرد و گفت نکند آش بدهند، و خودش هم در پی جمعیت روان شد. بیان سخنان و اظهارات سیاستمدارانه را نباید مبنای واقعیت دانست. یکی از همزادهای این نگرش غلط اصل شدن فعالیت و مبارزه به عنوان مهمترین معیار برای سنجش درستی و غلطی نظرات است. مثلا اگر کسی زندان رفته باشد یا در زندان باشد، حتما سخن و دستورالعمل او معتبر و صحیح است، گویی که چون از درون مبارزه و کوره سوزان آن سخن می گوید، حتما واجد صداقت در انگیزه است و از سوی دیگر به هسته مرکزی حقیقت زلال دست یافته است و باید به نظرش چون وحی منزل نگریست و آن را بدون وضو نخواند. جالب این که دیگرانی هم که زندان ندیده اند برای آن که تحلیل های خود را معتبر کنند، چاره ای جز استناد به بیانات مبارزان سابق و لاحق ندارند.
عبدی با دوگانه توصیف کردن رفتار اپوزیسیون نوشت: در دفاع آنان از دموکراسی تا حقوق بشر و آزادی این دوگانگی را کمابیش می بینیم. برای نمونه یکی از موارد آن که این روزها مطرح است، مساله اردوگاه پادگان اشرف است. وقتی که یک مجموعه افراد در یک شرایط کاملا بسته و استبدادی نگهداری می شوند، به طوری که از دسترسی به حداقل آزادی ها و افکار و اخبار محروم هستند، به جای فشار آوردن به نهادهای بین المللی برای برچیدن این زندان و آزاد گذاشتن افراد آن برای انتخاب مسیر خودشان، با اقدام دولت عراق که در جهت اعمال حاکمیت خود بر خاک این کشور است مخالفت می شود. اگر استبداد بد است و محروم کردن افراد از آزادی و دسترسی به رسانه ها مذموم و محکوم است، انجام این کار برای گروه های سیاسی به مراتب بدتر و ناپسندتر است تا دولت ها. فقط کافی است که تصور شود اگر حکومت ایران به دست امثال مجاهدین خلق افتاده بود، الان از نظر حقوق بشر و آزادی های مدنی با چه وضعیتی مواجه بودیم؟ این ها که در قرن بیست و یکم و در شرایطی که اینترنت و ماهواره همه مرزها را درنوردیده، و حتی حکومت های استبدادی هم یارای مقابله با آن ها را ندارند،، با طرفداران و اعضای خود تا این حد بسته عمل می کنند و مانع آزادی آن ها می شوند، اگر 30 سال پیش به قدرت می رسیدند چه رفتاری با مردم و مخالفان خودشان می داشتند؟ و آیا تاکنون کوششی جدی برای تعیین سهم آنان در بروز وضعیت پس از انقلاب شده است؟ آیا مجموعه این رفتارها نبود که صدها و هزاران فعال سیاسی را از کشور خود دور کرد و از حیز انتفاع ساقط نمود؟ و متاسفانه فرآیندی که پس از سال 88 هم، به دلیل برخی اشتباهات دیگر تکرار شد. من هر موقع که وضعیت غلام حسین ساعدی را در پیش چشم خود تصویر می کنم، متاسف می شوم که چگونه یکی از بهترین نویسندگان این کشور که هیچ چیز کمتر از بزرگترین نویسندگان داخل کشور نداشت، راضی شد که به خارج برود و با آن وضع زندگی کند، و با آن وضع چشم از دنیا ببندد؟

آره، نه، یک کمی خیلی زیاد!

آشفتگی در جبهه اصلاحات به موازات فعالیت کمیته دهشت برای منصرف ساختن نامزدهای اصلاح طلب ادامه دارد.
در حالی که حداقل 40عضو فراکسیون اقلیت در انتخابات نامزد شده بودند و صلاحیت برخی از آنها رد شده، داریوش قنبری سخنگوی فراکسیون از جلسه اخیر شورای مرکزی فراکسیون اقلیت خبر داد.
وی در گفت وگو با خبرگزاری مهر گفت: اعضای فراکسیون اعلام کردند با توجه به اینکه بحث تحریم انتخابات مطرح نبوده برخی چهره های اصلاح طلب به اعتبار شخصیت خود کاندیدا شده اند لذا تصمیمات آنها شخصی است و تناقضی با همسویی با سایر اصلاح طلبان ندارد. بنابراین کاندیداتوری عده ای از اعضای فراکسیون اقلیت مجلس نه به اعتبار حضور جریان اصلاح طلب بلکه به اعتبار شخصیت خودشان است.
وی اضافه کرد: در مجموع چهره های اصلاح طلبی که در انتخابات مجلس نهم کاندیدا شده اند، اصلاح طلبی خود را انکار نمی کنند و جزو افراد شناسنامه دار جریان اصلاح طلب هستند و هویت اصلاح طلبانه شان همچنان محفوظ است اگرچه در قالب تشکل های اصلاح طلب در انتخابات شرکت نکرده اند.
طبق تصمیم کسانی چون خاتمی و موسوی خوئینی ها و «شورای هماهنگی جبهه اصلاحات»، اصلاح طلبان نباید در انتخابات شرکت کنند و فهرست بدهند. بدین ترتیب سخنگو و عضو رد صلاحیت شده فراکسیون اقلیت روشن نمی کند که «عدم تناقض» شرکت در انتخابات و در عین حال همسویی با سایر اصلاح طلبان یعنی چه؟!
روز گذشته، کسانی چون محمدرضا تابش و مصطفی کواکبیان از سوی مافیای خارج نشین سبز که به عنوان کمیته دهشت شناخته می شوند، تهدید شدند که یا باید انصراف دهند و یا اینکه از جرگه اصلاح طلبان بیرون رانده می شوند.
دیروز همچنین سایت های وابسته به حلقه مافیایی (نظیر کلمه و ندای سبز) نامه ای را جعل و به نقل از «جمعی از زندانیان سیاسی» - بدون درج امضا- خطاب به اعضای فراکسیون اقلیت مجلس منتشر کردند که در آن از نمایندگان نامزد شده به عنوان فرصت طلبانی که هرگز بخشیده نخواهند شد، یاد شده بود.
الهه راستگو از اعضای شورای مرکزی حزب اصلاح طلب «کار» دیروز به باشگاه خبرنگاران گفت: اصلاح طلبی تنها در چارچوب قانون معنا می یابد و باید مبتنی بر ارزشها و خط مشی اسلامی- ایرانی دنبال شود. امروز برای عدم حضور در انتخابات هیچ عذری پذیرفتنی نیست چرا که این امر موجب به فراموشی سپرده شدن اصلاح طلبان می شود.
این فعال سیاسی خاطرنشان کرد: عدم حضور اصلاح طلبان در این دوره فرصت های دیگری را از آنها سلب خواهد کرد و بیم این مسئله وجود دارد که اصلاحات پس از مدتی به فراموشی سپرده شود.

/ 0 نظر / 17 بازدید