نامزد اصلح کیست ؟

نامزد اصلح کیست ؟ (1)
نامزد اصلح کیست ؟ (1)


 





 
ـ از دیدگاه قرآن و ائمه ی معصومین (علیه السلام)
ـ از دیدگاه امام خمینی (ره)
ـ از دیدگاه مقام معظم رهبری
در جامعه ی مردم سالار دینی، انسان مختار و در انتخاب روش زندگی آزاد است و سرنوشت او طبیعتاً باید به دست خودش تعیین گردد.
با توجه به اینکه همه ی انسان ها باید بتوانند در امور مملکت خود که به سرنوشت آنها مربوط است دخالت داشته باشند و چون ممکن نیست که همه ی مردم مستقیماً در امور دخالت نمایند، لذاست که تشکیل حکومت برای زندگی اجتماعی ضرورت پیدا می کند.
پس مردم باید با رای آزاد خود فرد یا افراد صالحی را انتخاب نموده تا به نمایندگی از آنها اداره امور جامعه را به دست بگیرند.
بنابراین مردم عزیز ما باید با دوری از هر گونه تبلیغات سوء و غوغا سالاری که مراکز تبلیغاتی غربی و عوامل داخلی آنها به راه می اندازند، در پای صندوق های رای حاضر شده و با انتخاب اصلح ( که ما در این گفتار به بررسی خصوصیات آن می پردازیم ) سرنوشت فردی و اجتماعی خود را برای رسیدن به سعادت ابدی رقم بزنند.
انتخابات تعیین کننده سرنوشت فردی و اجتماعی است.
انسان با توجه به اختیاری که خداوند متعال به او عنایت کرده است می تواند سرنوشت فردی و اجتماعی خود را انتخاب کند و یا با نوع انتخاب خود سرنوشت خود را تغییر دهد.
« ان الله لا یغیر ما بقوم محتی یغیروا ما بانفسهم » (6)؛ به درستی که خداوند حال قومی را تغییر نمی دهد تا اینکه آنها خود حالشان را دگرگون سازند. و این بر اساس سنت هایی است که خداوند متعال در عالم قرار داده و هیچگونه تغییر و تبدیل نیز در آن راه ندارد و لذا انسان نتیجه کاری را که در دنیا انجام داده به صورت مادی و معنوی به طور قطع خواهد دید.
« فلن تجد لسنه الله تبدیلاً و لن تجد لسنه الله تحویلاً » (7)؛ هرگز در سنت خداوند دگرگونی و تغییری نیابی.
بنابراین انسان ها می توانند با توجه به عملکرد مثبت یا منفی خود سعادت یا شقاوت را در زندگی برای خود رقم زده و از آن بهره برده و یا در آن گرفتار آیند.
« و لو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکاتٍمن السماء و الارض و لکن کذبوا فاخذنا هم بما کانوا یکسبون » (8)؛ و اگر مردم شهرها ایمان می آوردند و پرهیزگاری می نمودند قطعاً می گشودیم برایشان برکت هایی را از آسمان و زمین لیکن آنها تکذیب نمودند پس گرفتیمشان به کیفر آنچه به دست می آوردند.
با توجه به این مطالب بیان شده انتخابات می تواند به عنوان یک مصداق بارز و عینی تعیین کننده سرنوشت انسان به دست خودش باشد.
بر همین اساس در سیستم حکومتی کشورمان یعنی
جمهوری اسلامی ایران که حکومتی مردم سالار و مبتنی بر تعالیم شرع مقدس اسلام می باشد، انتخابات نقش بسیار مهمی در صحنه های سیاسی کشور دارد و می توان گفت تقریباً تمامی مسئولین کشوری از طریق انتخابات عمومی برگزیده می شوند. در اصل ششم قانون اساسی آمده است : « در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید با اتکاء به آراء عمومی اداره شود ».
در نظام اسلامی انتخابات تنها به عنوان یک حق برای مردم نیست بلکه به عنوان یک وظیفه و تکلیف دینی و ملی همگانی بوده و باید بدان توجه لازم را بنمایند و در تمام انتخاباتی که به هر منظور پیش می آید شرکت کنند.
در حاکمیت الهی بعد از آنکه مشروعیت را از آن شرع مقدس دانستیم، باید به این نکته نیز توجه لازم را بنمائیم که مقبولیت نظام که از سوی مردم و با رای آنها ثابت می شود از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است چرا که حاکمیت شرع و اجرای احکام و حدود آن منوط به رای مردم و پذیرش آنهاست با توجه به این مطالب می توان گفت نقش مردم در انتخابات بسیار مهم بوده و از اهمیت بالایی برخوردار می باشد.
بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) در این خصوص می فرمایند :
« امروز سرنوشت اسلام و سرنوشت مسلمین در ایران و سرنوشت کشور ما به دست ملت است و اگر مساحمه کنند در این امر، اهمال کنند، نروند رای ندهند مسئولیت متوجه خود آنهاست عیناً، و اگر بروند و در تشخیص مساحمه نکنند و اشخاص متعهد مسلم کسانی که برای کشور و اهالی کشور ارج قائل هستند کسانی که نمی خواهند زمام امور کشور ما به دست چپ بیفتد یا به دست راست بیفتد، این اشخاص را چنان چه تعیین کنند به تکلیف خودشان عمل کرده اند و اگر چنان چه مسامحه در این امر کنند و آنها پیش ببرند و شما ساکت باشید تمام مسئولیت متوجه شماست » (9)
بنابراین می توان گفت دشمن در انتخابات دو هدف عمده را دنبال می نماید :
اول اینکه با توجه به جنگ روانی که از طریق تبلیغات به راه می اندازد سعی می کند تا مانع از حضور گسترده مردم در
پای صندوق های رای شود و بدین وسیله در اقتدار ملی خلل وارد کرده و نظام اسلامی را از پشتیبانی نیروی عظیم مردمی بی بهره سازد. لذاست که مردم عزیز میهن اسلامی باید با پی بردن به نیت پلید دشمن حضوری هر چه با شکوه تر مانند دیگر انتخابات داشته، مشتی بر دهان آنها بکوبد.
دوم اینکه دشمن در مرحله ی بعدی سعی می کند مردم را در انتخاب خود دچار مشکل کرده تا مانع از انتخاب اصلح شود و لذا مردم عزیز در این مرحله نیز باید با هوشیاری کامل اصلح را شناسایی کرده و با دادن رای به اصلح او را در اصلاح جامعه اسلامی یاری رسانند.
با توجه به اهمیت موضوع سعی می کنیم توضیح بیشتری پیرامون مطالب عنوان شده داشته باشیم.
وظیفه مردم در انتخابات
امت اسلامی در انتخابات وظیفه حساسی دارند. لذاست که در این امر باید سعی کنند فردی را که می خواهند انتخاب کنند، فقط برای رضای خدا و مصلحت امت اسلامی باشد و در انتخاب آنها هیچ گونه انگیزه ای غیر از انتخاب اصلح که تنها راه حاکمیت صالحان است نداشته باشند.
بر همین اساس در انتخابی که صورت می گیرد باید افرادی را
که می خواهند انتخاب کنند، کاملاً شناخته شده باشند و آنها را در دیانت و صداقت امتحان کرده باشند و میزان کارآئی آنها را برای کاری که انتخاب می کنند، دانسته باشند.
انگیزه افراد برای شرکت در انتخابات
1 ـ تعصبات نژادی، محلی، قومی و قبیله ای
2 ـ روابط دوستی و گروهی و حزبی
3 ـ هواهای نفسانی و دنیا طلبی
4 ـ مصلحت اندیشی
و آنچه باید انگیزه یک فرد مسلمان در انتخاب افراد باشد همان مصلحت اندیشی و انتخاب اصلح است و هنگامی که به پای صندوق های رای می روند باید خدا را در نظر داشته باشند و فقط برای رضای خدا و مصلحت اسلام کشور اسلامی شایسته ترین افراد را انتخاب کنند و اگر غیر از این باشد یعنی انتخابی را که انجام می دهند بر اساس هوای نفس و تعصبات و گرایشات حزبی و گروهی باشد در پیش گاه خدا و رسول او مسئول بوده و خائن محسوب می شوند.
حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند :
« هر کس خود را بر قومی مقدم بدارد ( پیشوایی آنها را بر عهده بگیرد ) در حالی که
بداند در بین آن ملت فاضل تر ( و شایسته تر ) از او ( برای آن کار ) وجود دارد، آن شخص به خدا و رسول و جمیع مسلمانان خیانت کرده است ».
انتخاب اصلح
حضرت علی (علیه السلام) :
« هر که به کردار عده ای راضی باشد، مانند کسی است که همراه آنان کار را انجام داده باشد و هر کس به کردار باطلی دست زند او را دو گناه باشد، گناه انجام آن و گناه راضی بودن به آن ».
خصوصیات اصلح به طور عام
اول، تخصص : یعنی توانایی و کارایی لازم را برای کاری که انتخاب شده است، دارا باشد.
دوم، تعهد : به این معنی که از تقوای بالایی برخوردار بوده تا نسبت به اسلام و کشور تعهد لازم را داشته باشد.
باید گفت که همراه داشتن هر دو مورد بالا، لازم و ضروری می باشد، زیرا در غیر این صورت شخص مورد نظر،
نخواهد توانست برای خدمت به اسلام و کشور مفید واقع گردد و شاید خسارات جبران ناپذیری وارد نماید.
خصوصیات اصلح به طور خاص
اصلح از دیدگاه قرآن و روایات ائمه (علیه السلام)
1 ـ سعه ی صدر : قال علی (علیه السلام) :
« اله الریاسه سعه الصدر » (10)؛ ابزار ریاست سعه ی صدر است.
2 ـ حلم : قال علی (علیه السلام) :
« الحلم راس الرئاسه » (11)؛ بردباری مهمترین رکن ریاست است.
3 ـ متانت : قال علی (علیه السلام) :
« و لا تکن عند النغماء بطراً »(12)؛ در هنگامی که نعمت ها به تو رو آرند، مغرور و خوشحال مشو.
4 ـ استقامت : قرآن مجید می فرماید :
« لتبلون فی اموالکم و انفسکم و لتسمعن من الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و من الذین
اشرکوا أذی کثیراً و إن تصبروا و تتقوا فان ذلک من عزم الامور » (13)؛ به طور مسلم در اموال و نفوس خود آزمایش می شوید، و از آنها که پیش از شما کتاب [ آسمانی ] داده شدند [ یعنی یهود و همچنین ] از آنها که راه شرک پیش گرفتند، سخنان آزار دهنده و فراوان خواهید شنید، و اگر استقامت کنید و تقوا پیشه سازید، پس به درستی که آن از عزم امور است.
5 ـ صبر : حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند :
« الصبر عون علی کل امرٍ »(14)؛ صبر و پایداری بر هر کاری یاور است.
6 ـ تحمل افکار دیگران : قرآن مجید می فرمایند :
« و لو شاء ربک لجعل الناس امه واحده و لا یزالون مختلفین » (15)؛ و اگر پروردگارت می خواست، همه ی مردم را امت واحد بدون هیچگونه
اختلاف قرار می داد، ولی آنها همواره مختلف اند.
7 ـ هوشیاری : امیرالمومنین (علیه السلام) می فرمایند :
« من امارات الدوله الیقظه [ التیقظ ] لحراسه الامور »(16) ؛ از دلایل بقای دولت بیداری آگاهی و هوشیاری در حفظ و حراست امور می باشد.
« من دلائل الدوله قله الغفله » (17)؛ از دلایل موفقیت کم غفلتی است.
8 ـ سعی و کوشش : امیرالمومنین (علیه السلام) می فرمایند :
« ما ادرک المجد من فاته الجد » (18)؛ کسی که کوشش نکرد به مجد و عظمت نرسید.
9 ـ پشت کار : حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند :
« قلیل یدوم خیر من کثیر ینقطع »(19)؛ [ چیز ] کمی که مداوم باشد، بهتر از زیادی است که تداوم ندارد.
10 ـ شجاعت : امیرالمومنین (علیه السلام) در توصیف ارزش های اخلاقی « مالک اشتر » با توجه به انتصاب او به عنوان فرماندار مردم مصر چنین می فرمایند :
« اما بعد فقد بعثت الیکم عبداً من عباد الله لاینام ایام الخوف و لا ینکل عن العداء ساعات الروع اشد علی الفجار من حریق النار » (20)؛ اما بعد، یکی از بندگان خداوند را به سوی شما فرستادم که به هنگام خوف ( مردم از جنگ ) خواب به چشم راه نمی دهد، در ساعات ترس و وحشت از دشمن هراس نخواهد داشت و نسبت به بدکاران از شعله آتش سوزنده تر است.
11 ـ سخنوری : اهمیت سخن گفتن به حدی است که امیرالمومنین (علیه السلام) می فرمایند :
« رب کلام انفذ من سهام »(21)؛ چه بسیار سخنانی که از تیر موثرترند.
« و احلل عقده من لسانی یفقهوا قولی »؛ و گره از زبانم بگشا تا سخنان مرا بفهمند.
12 ـ دشمن ستیزی : قرآن مجید می فرمایند :
« لا تجد قوماً یومنون بالله و الیوم الاخر یوادون من حاد الله و رسوله و لو کانوا آباء هم او ابناء هم او اخوانهم او عشیرتهم » (22)؛ قومی را نمی یابی که با داشتن ایمان، به خدا و روز قیامت، با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هر چند پدران، فرزندان، برادران و یا خویشاوندان آنان باشند.
13 ـ ایمان و عمل صالح : قرآن مجید می فرماید :
« ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن و داً »(23)؛ کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دهند، خداوند رحمان محبت آنها را در دلها می افکند.
14 ـ محبت داشتن : قرآن مجید می فرماید :
« لقد جاء کم من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمومنین روف رحیم »(24)؛
رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنج های شما بر او سخت، و بر هدایت شما اصرار دارد و نسبت به مومنین رئوف و مهربان است.
15 ـ خوش اخلاقی : محبت و مهر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به حدی است که قرآن مجید آن را منبعث از رحمت پروردگار به حساب آورده می فرماید :
« فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فطا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفرلهم »(25)؛ از پرتو رحمت الهی در برابر آنها، نرم ( و مهربان ) شدی و اگر خشن و سنگ دل بودی، از اطراف تو پراکنده می شدند، بنابراین آنها را عفو کن و برای آنها طلب آمرزش نما.
16 ـ تولی و تبری : عن رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) :
« الحب فی الله فریضه و البغض فی الله فریضه » (26)؛ از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است دوستی در راه
خدا و دشمنی در راه خدا تکلیف است.
امام صادق (علیه السلام) می فرماید :
« کل من لم یحب علی الدین و لم یبغض علی الدین، فلا دین له »؛ کسی که دوستی و دشمنی بر دین نداشته باشد، دین ندارد.
17 ـ مدارا : امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود :
« راس السیاسه استعمال الرفق » (27)؛ مهمترین رکن سیاست به کارگیری رفق و مدار است.
و در جایی دیگر آن حضرت می فرماید :
« ثمره العقل مداراه الناس » (28)؛ ثمره ی عقل مدارا کردن با مردم است.
« مداراه الرجال من افضل الاعمال » (29)؛ مدارا کردن با مردم از بهترین اعمال است.
18 ـ درخواست عمل در حد توان : امیرالمومنین علی (علیه السلام) می فرماید :
« اذا اردت ان تطاع فاسئل ما یستطاع »(30) ؛
اگر خواستی تو را اطاعت کنند، چیزی که مقدور باشد، طلب کن.
19 ـ دوری از مخالفت : حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند :
« الخلاف یهدم الرای »(31) ؛ مخالفت تصمیم گیری را نابود می کند.
20 ـ شدت عمل در مواقع لازم : حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند :
« و اخلط الشده بضغث من اللین و ارفق ما کان الرفق ارفق و اعتزم بالشده حین لا یغنی عنک الا الشده »(32)؛ شدت و سخت گیری را، با کمی نرمش درهم آمیز، در آنجا که مدارا کردن بهتر است، مدار کن ! اما آنجایی که جز با شدت عمل، کار از پیش نمی رود، شدت را به کار بند.
21 ـ پرهیز از جزیی نگری : امیر المومنین علی (علیه السلام) می فرمایند :
« ان رایک لا یتسع لکل شیء ففرغه للمهم » (33)؛ رای و فکر تو گنجایش همه چیز را ندارد، پس او را برای پرداختن به امور مهم آزاد گذار.
22 ـ استفاده از فرصت ها : امام علی (علیه السلام) می فرمایند :
« و لا کل فرصه تصاب » (34)؛ هر فرصتی باز نمی گردد.
در همین مورد امام حسن (علیه السلام) می فرمایند :
« الفرصه سریعه الفوت بطیئه العود » (35)؛فرصت با سرعت از بین می رود و به کندی باز می گردد.
امام صادق (علیه السلام) از امیر المومنین علی (علیه السلام) نقل می کند :
« ایاکم و التسویف فی العمل بادروا به اذا امکنکم »(36) ؛ بر حذر باشید از عقب انداختن کارها، هنگامی که امکان کاری برایتان به وجود آمد، اقدام کنید.
23 ـ پرهیز از لجاجت : حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند :
« اللجاج یفسد الرای »(37)؛ لجاجت، فکر و اندیشه انسان را فاسد می کند.
و باز می فرمایند :
« لیس للجوج تدبیر » (38)؛ افراد لجوج عاقبت اندیشی ندارند.
24 ـ کنترل و نظارت : امیرالمومنین (علیه السلام) در نامه ی خود به مالک اشتر می فرمایند :
سپس با فرستادن ماموران مخفی، راستگو و با وفا، کارهای آنان ا زیر نظر بگیر، زیرا بازرسی مداوم پنهانی سبب می شود که آنها به امانت داری و مدارا کردن با زیر دستان ترغیب شوند (39)
در این مورد امام رضا (علیه السلام) فرموده اند :
« پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) همواره هنگامی که لشگریان را برای جنگ اعزام می نمودند و به امیران اطمینان نداشتند، فردی مورد اعتماد به همراه او می فرستادند که از او به آن حضرت خبر برساند» (40)
25 ـ ارزیابی نیروها : حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند :
« افه الاعمال عجز العمال » (41)
آفت و بلای کارها ناتوانی کارگزاران است.
26 ـ تشویق نیکوکاران : از امیرالمومنین علی (علیه السلام) نقل شده است :
« هرگز نباید افراد نیکوکار و بدکار در نظرت مساوی باشند، زیرا این کار سبب می شود که افراد نیکوکار در نیکی هایشان بی رغبت شوند و بدکاران در عمل بدشان تشویق گردند، و هر کدام از اینها را مطابق کارش پاداش ده. »(42)
27 ـ تنبیه خطاکاران : اگر یکی از آنها دست به خیانت زد و ماموران سری تو متفقاً چنین گزارشی را دادند، به همین مقدار از شهادت قناعت کن و او را زیر تازیانه ی کیفر بگیرد و به مقدار خیانتی که انجام داده، او را کیفر نما، سپس وی را در مقام خواری و مذلت بنشان و نشان خیانت را بر او بنه و گردن بند ننگ و تهمت را بر گردنش بیفکن و او را به جامعه معرفی کن (43)
28 ـ عفو و گذشت : قرآن مجید می فرماید :
« و منهم الذین یؤذون النبی و یقولون هو اذن
قل اذن خیرٍ لکم » (44)؛ از آنها کسانی هستند که پیامبر را آزار می دهند و میگویند او خوش باور و گوشی است بگو خوش باور بودن او به نفع شماست.
حضرت علی (علیه السلام) به مالک اشتر چنین می فرمایند :
« گاه از آنها لغزش و خطا سر می زند، ناراحتی هایی به آنان عارض می گردد، به دست آنان عملاً یا به طور اشتباه کارهایی انجام می شود در این مورد از عفو و گذشت خود آن مقدار به آنها عطا کن، که دوست داری خداوند از عفوش به تو عنایت کند، زیرا تو مافوق آنها و پیشوایت مافوق تو و خداوند ما فوق کسی است که تو را زمامدار قرار داده است » (45)
29 ـ استفاده از تجربه : حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند :
« العقل غریزه یزید بالعلم بالتجارب »(46)
عقل غریزه ای است که با علم و تجربه زیاد می شود.
آن حضرت در جای دیگری می فرمایند :
« کسی که کم تجربه بود فریب خورد و کسی که تجربه اش زیاد بود لغزش هایش کم گردید ».
30 ـ مشورت کردن : پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در موارد بسیاری با اصحاب مشورت نموده و نظر آنها را عمل می نمایند :
« حق علی العاقل ان یستدیم الاسترشاد و یترک الاستبداد » (47)؛ بر عاقل حق است که همواره از دیگران راهنمایی بخواهد و استبداد را ترک کند ».
31 ـ در نظر داشتن رضایت الهی : امیر المومنین علی (علیه السلام) می فرمایند :
« و هرگز خداوند را به خاطر رضایت احدی از مخلوقاتش به خشم نیاور، چرا که خداوند جای همه کس را می گیرد و کسی نمی تواند جای خداوند را بگیرد » (48)
عدالت داشتن : امیرالمومنین علی (علیه السلام) می فرمایند :
« من عدل نفذ حکمه »(49)؛ کسی که عادل باشد، حکمش نفوذ خواهد کرد.
33 ـ رسیدگی به مشکلات : رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند :
« همانا خداوند بندگان را در مورد آبرویشان مورد سوال قرار می دهد، همان گونه که در مورد اموالشان سوال می کند و می فرماید : ای بنده ی من ! به تو نعمت آبرو دادم، پس آیا با این آبرو مظلومی را کمک کردی ؟ و به فریاد غمگینی رسیدی ؟ » (50)
34 ـ دوری از خائین : امیرالمومنین علی (علیه السلام) می فرمایند :
« من خانه وزیره فسد تدبیره » (51)؛ هیچ گاه خود را در زمانی طولانی از رعیت پنهان مدار ! چرا که دور بودن زمامداران از چشم رعایا، موجب نوعی محدودیت و بی اطلاعی نسبت به امور مملکت است، و این چهره پنهان داشتن زمامداران،
آگاهی آنها را از مسائل نهایی قطع می کند. در نتیجه بزرگ در نزد آنان کوچک، و کوچک بزرگ و کار نیک زشت و کار بد خوب و حق با باطل آمیخته می شود. اما اگر مدیر به شکلی دوستانه و مهرآمیز به محل کار افراد رفته، آنها را جمع کند و ساعتی با آنها نشسته، حرف ها و سخنان شان را بشنود، به حدی در روحیه ی کارکنان تاثیر مثبت می گذارد و دوستی و صمیمیت بین آنها حاکم می کند که قابل توصیف نیست » (52)

پی‌نوشت‌ها:
 

6-رعد / 11.
7-فاطر / 43.
8-اعراف / 96.
9-صحیفه ی نور، ج 12، ص 6.
10-نهج البلاغه، حکمت 176.
11-میزان الحکمه، ج 2، ص 512.
12-نهج البلاغه، ج 5، نامه ی 33.
13-آل عمران / 186.
14-تصنیف غرر الحکم، ص 280.
15-هود / 118.
16-تصنیف غرر الحکم، ص 341.
17-تصنیف غرر الحکم، ص 341.
18-همان، ص443.
19-همان، ص481.
20-نهج البلاغه: ص411.
21-تصنیف غررالحکم، ص 209.
22-مجادله / 22.
23- مریم / 96.
24-توبه / 128.
25-آل عمران / 159.
26-میزان الحکمه، ج 6، ص 233.
27-تصنیف غرر الحکم، ص 432.
28-میزان الحکمه، ج 3، ص 239.
29-میزان الحکمه، ج 3، ص 341.
30-تصنیف غرر الحکم، ص 341.
31-نهج البلاغه، حکمت 251.
32-نهج البلاغه، نامه ی 46.
33-میزان الحکمه، ج 4، ص 40.
34-الحیاه، ج 1، ص 355.
35-الحیاه، ج 1، ص 356.
36-الحیاه، ج 1، ص 359.
37-میزان الحکمه، ج 8، ص 484.
38-میزان الحکمه، ج 8، ص 484.
39-نهج البلاغه، نامه ی 53.
40-وسائل الشیعه، ج 11، ص 44.
41-تصنیف غررالحکم، ص 345.
42-نهج البلاغه، نامه ی 53.
43-نهج البلاغه، نامه ی 53.
44-توبه / 61.
45-نهج البلاغه، نامه ی 53.
46-میزان الحکمه، ج 6، ص 426.
47-تصنیف غرر الحکم، ص 55.
48-نهج البلاغه، نامه ی 27.
49-تصنیف غرر الحکم، ص 340.
50-میزان الحکمه، ج 2، ص 195.
51-تصنیف غرر الحکم، ص 345.
52-نهج البلاغه، نامه ی 53.
 

منبع: نامزد اصلح ، محمد آموزگار ، انتشارات ثقلین - 1388

 

/ 0 نظر / 4 بازدید