پیامبر(ص) فرمودند قرآن هر سال یکبار ‏بر من نازل می‌شد و امسال که آخرین سال عمر م

پاسخ:
انسان کامل از آن جهت که ولی اللّه است، آنچه را که ذات اقدس اله به او عطا ‏می‌کند می‌گیرد ولی از آن جهت که رسول‌اللّه است باید دو کار انجام دهد: اول اینکه ‏تدریجاً مردم را آگاه کند دوم این‌که به اندازه سطح فهم مردم با آنها صحبت کند‎.‎
تمام قرآن هر سال بر آن حضرت نازل می‌شد اما رسالت او در این نبود که همه‎ ‎آیات را برای همه‎ ‎مردم نقل کند. حتی آن چه را هم که نقل می‌کرد به اندازه‎ ‎فهم مردم ‏بود. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) الفاظ را ذکر می‌کرد ولی هرکسی به ‏اندازه درک و ظرفیت خود مطالب را می‌فهمید. همان مطلبی که وجود مبارک حضرت امیر ‏به کمیل فرمود: «إنّ هذهِ القُلُوبُ اَوْعِیَةٌ فَخَیرُها اَوْعاها»(١) ای کمیل! این دل‌ها ‏ظرفیت‌های گوناگون دارند و بهترین دل آن است که ظرفیتش بیشتر و حافظ اسرار باشد.‏
مرحوم شیخ صدوق رضوان اللّه تعالی علیه در کتاب شریف «معانی الاخبار» نقل ‏می‌کند که شخصی آمد در محضر وجود مبارک امام صادق(علیه السّلام) و عرض کرد چرا ‏پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) را ابو القاسم می‌نامند. حضرت ابتدا جواب ‏ساده‌ای داد، فرمود آن حضرت پسری داشت به نام قاسم و به این دلیل کنیه آن حضرت ‏ابوالقاسم است. شاگرد امام عرض کرد این را می‌دانم، توضیح بیشتری بدهید. حضرت ‏فهمید که او آمادگی و ظرفیت بیشتری دارد، معنایی را برایش بیان نمود که به ذهن ‏هیچکدام از ما خطور هم نمی‌کند.‏
فرمودند به این علت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) را ابوالقاسم گفته‌اند ‏که‎:‎
‎١‎‏ ـ علی بن ابی طالب(علیه السّلام) تقسیم کننده بهشت و جهنم است «قَسیمُ ‏النّارِ والجَنّة». آن حضرت در روز قیامت به بهشت دستور می‌دهد این شخص دوست من ‏است او را بپذیر و به آتش جهنم دستور می‌دهد فلان شخص دشمن من است او را ‏بگیر.‏
‎٢‎‏ ـ علی بن ابی طالب(علیه السّلام) شاگرد پیامبر است و علوم فراوانی از پیامبر ‏فراگرفته است‎.‎
‎٣‎‏ ـ هر شاگردی فرزند معلم است و هر معلمی حق پدری بر گردن شاگرد خود ‏دارد (پدر معنوی اوست‎).‎
از این سه مقدمه این نتیجه حاصل می‌شود که اگر علی بن ابی طالب(علیه ‏السّلام) قاسم (تقسم کننده) بهشت و جهنم است و پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و ‏سلم) پدر (معنوی) این قاسم است پس کنیه‎ ‎پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) ‏ابو‌القاسم می‌شود. ببینید این‌گونه معنا کردن آیا به ذهن احدی می‌آید، یا اگر غیر امام ‏این‌گونه معنا می‌کرد کسی قبول می‌نمود؟
بنابراین پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) مأمور بود در هر هفته یا در هر ‏ماه مقدار مشخصی از قرآن را بیان کند. متناسب با قدرت دریافت و درک مردم و ظرفیت ‏محدود آنها‎.‎

‏(١) بحار، ج ١، ص ١٨٨.‏

( آیةالله جوادی آملی )

/ 0 نظر / 4 بازدید